روان‌شناسی مداخلات زیبایی – بخش 2: انگیزه‌های منفی و اختلالات روانی

اختلالات روانی مرتبط با جراحی های زیبایی

این نوشته بخشی از مجموعه مقالات «روان‌شناسی مداخلات زیبایی» است و در این بخش به بررسی انگیزه‌ها و اختلالات روانی منفی می‌پردازیم که می‌توانند بر تصمیم به انجام جراحی تأثیر بگذارند.

همه‌ی انگیزه‌هایی که افراد را به سمت جراحی زیبایی سوق می‌دهند، لزوماً سالم یا مفید نیستند. در برخی موارد، اختلالات روانی زمینه‌ای یا انگیزه‌های ناسالم می‌توانند باعث شوند که فرد تصمیم به انجام جراحی بگیرد، اما این تصمیم ممکن است نه تنها کمک‌کننده نباشد، بلکه برای سلامت روان او مضر یا حتی خطرناک باشد. به همین دلیل، شناسایی این عوامل منفی اهمیت زیادی دارد تا بتوان از تصمیماتی که ممکن است حال روانی فرد را بدتر کند، جلوگیری کرد.

اختلال بدشکلی بدن (BDD)

یکی از شناخته‌شده‌ترین اختلالات روانی مرتبط با جراحی زیبایی، اختلال بدشکلی بدن است. این یک اختلال روان‌پزشکی است که در آن فرد به شکلی وسواسی درگیر ایراداتی در ظاهر خود می‌شود؛ ایراداتی که یا بسیار جزئی هستند یا اصلاً وجود ندارند. این اشتغال ذهنی می‌تواند تمام فکر فرد را درگیر کند و باعث ناراحتی شدید روانی شود.

بسیاری از افراد مبتلا به این اختلال، به‌دنبال جراحی زیبایی می‌روند چون واقعاً باور دارند که این جراحی می‌تواند “نقص” مورد نظرشان را برطرف کند. اما تحقیقات به‌طور مداوم نشان داده‌اند که این بیماران از جراحی سودی نمی‌برند و حتی بعد از جراحی، احساس نارضایتی بیشتری پیدا می‌کنند. در واقع، هم جراحان و هم روان‌پزشکان معتقدند که افراد مبتلا به BDD نباید تحت جراحی زیبایی انتخابی قرار بگیرند، چون معمولاً نتایج روانی-اجتماعی خوبی برایشان ندارد.

شیوع این اختلال در کل جمعیت بزرگسال بین ۰.۷ تا ۲.۴ درصد است، اما در بین مراجعان جراحی زیبایی، این رقم بسیار بالاتر است. برای مثال، مطالعات نشان داده‌اند که ۱۰ تا ۲۱ درصد از افرادی که برای جراحی بینی مراجعه می‌کنند، و تقریباً به همین میزان از متقاضیان جراحی‌های زیبایی دیگر، به BDD مبتلا هستند.

از آنجا که افراد مبتلا به این اختلال به‌طور وسواسی بر ظاهر خود تمرکز دارند، ممکن است جراحان بدون آن‌که متوجه باشند، آن‌ها را عمل کنند. در واقع، یک بررسی نشان داد که ۸۴ درصد از جراحان پلاستیک به‌طور ناخواسته و بدون اطلاع قبلی، بیماران مبتلا به BDD را جراحی کرده‌اند.

این مسئله بسیار خطرناک است، زیرا افرادی که انگیزه‌شان از جراحی تحت تأثیر BDD باشد، معمولاً بعد از جراحی همچنان ناراضی می‌مانند و حتی اگر مشکلاتشان به‌درستی تشخیص داده نشود و درمان نشوند، ممکن است به خودشان آسیب برسانند (مثلاً با تکرار جراحی‌ها یا خودآزاری). به همین دلیل، یک مرور پژوهشی هشدار می‌دهد که «جراحی نادرست روی بیماری که دچار BDD است» می‌تواند پیامدهای جدی داشته باشد، و بنابراین، «ارزیابی روان‌پزشکی پیش از جراحی با ابزارهای معتبر، کاملاً ضروری است».

اختلال بدشکلی بدن - روان شناسی جراحی زیبایی

اضطراب و رفتارهای وسواسی

علاوه بر اختلال بدشکلی بدن (BDD)، میزان بالای اضطراب عمومی یا تمایلات وسواسی نیز می‌تواند انگیزه‌های ناسالمی برای انجام جراحی زیبایی ایجاد کند. برای مثال، افرادی که اضطراب اجتماعی شدیدی دارند ممکن است به جراحی زیبایی روی آورند به این امید که از ترس قضاوت دیگران رها شوند.

از سوی دیگر، بعضی افراد دچار نوعی وسواس می‌شوند که به آن اعتیاد به جراحی زیبایی گفته می‌شود. آن‌ها به طور افراطی کمال طلب هستند و مدام خود را تحت عمل‌های مختلف قرار می‌دهند. هر چند روان‌شناسان می‌گویند بسیاری از افرادی که به‌طور وسواس‌گونه دنبال جراحی‌های زیبایی هستند، به اختلال بدشکلی بدن دچارند، اما حتی بدون داشتن BDD بطور کامل، اگر فرد بیش از حد نگران ظاهر خود باشد، این می‌تواند باعث یک چرخه‌ی وسواسی برای تغییر چهره و بدن شود.

«اعتیاد به جراحی زیبایی» به‌عنوان یک بیماری رسمی شناخته نشده است، اما این پدیده در واقع به افرادی اشاره دارد که یکی پس از دیگری تحت جراحی قرار می‌گیرند تا به یک ایده‌آل خیالی برسند. اغلب این افراد، اضطراب یا ویژگی‌های وسواسی-اجباری در شخصیت خود دارند و از جراحی به‌عنوان راهی برای مقابله‌ی موقتی با ناراحتی‌های روانی استفاده می‌کنند. این الگوها معمولاً ناسالم و بیماری‌زا تلقی می‌شوند و نشان می‌دهند که مشکل اصلی آن‌ها بسیار عمیق‌تر از ظاهرشان است. چنین شرایطی نیاز به درمان روان‌شناختی دارد، نه جراحی‌های بیشتر.

نگاه به آینه - روان شناسی جراحی زیبایی

اختلالات خلقی

افسردگی شدید و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) در میان جمعیت عمومی شایع هستند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که این دو وضعیت روانی، در بین افرادی که برای ارزیابی روان‌پزشکی به دلیل جراحی زیبایی معرفی می‌شوند، نیز بسیار دیده می‌شود. در یکی از مطالعات، از بین متقاضیان جراحی زیبایی که به روان‌پزشک ارجاع داده شده بودند، تقریباً یک‌سوم آن‌ها به افسردگی یا PTSD مبتلا بودند.

این اختلالات خلقی می‌توانند برخی افراد را به سمت جراحی بکشانند، چون تصور می‌کنند با تغییر ظاهرشان حال بهتری پیدا می‌کنند. اما اگر افسردگی عمیق و مزمن باشد، حتی بهترین نتیجه‌ی جراحی هم ممکن است حال آن‌ها را بهبود ندهد. افسردگی همچنین می‌تواند انتظارات فرد را از جراحی غیرواقعی کند یا باعث نارضایتی دائمی شود. برای مثال، در یک بررسی مشخص شد افرادی که سابقه افسردگی یا اضطراب داشتند (حتی اگر در حال حاضر این بیماری‌ها فعال نبودند)، از جمله کسانی بودند که بعد از جراحی نتایج روانی ضعیفی داشتند.

به طور کلی، افرادی که ارزش‌ذاتی خود را شدیداً به ظاهر فیزیکی‌شان وابسته می‌دانند (مثلاً کسانی که خود را زشت یا بی‌ارزش می‌پندارند)، ممکن است جراحی زیبایی را نوعی “درمان” برای رنج‌های عاطفی عمیق خود تصور کنند. اما متأسفانه، خود عمل جراحی قادر به حل مستقیم این مشکلات روانی نیست و حتی ممکن است منجر به یأس مضاعف شود، به‌ویژه اگر بیمار پس از عمل همچنان با احساس افسردگی دست‌وپنجه نرم کند.

انتظارات غیرواقع‌بینانه و آسیب‌پذیری‌های شخصی

یکی از عوامل روانی گسترده در زمینه‌ی جراحی زیبایی، داشتن انتظارات غیرواقع‌بینانه است. برخی از افراد با این باور به سراغ جراحی می‌روند که این کار می‌تواند تمام مشکلات زندگی‌شان را حل کند – مثلاً باعث شود یک شریک عاطفی پیدا کنند، ارتقای شغلی بگیرند، یا عزت‌نفس پایین خود را برای همیشه درمان کنند. اما وقتی این انتظارهای بزرگ برآورده نمی‌شود، ممکن است فرد به شدت ناامید شود یا خود یا پزشک را مقصر بداند.

پژوهش‌ها به‌طور مداوم تأکید دارند که انتظارات غیرواقع‌بینانه یکی از مهم‌ترین عوامل پیش‌بینی‌کننده‌ی نتایج روانی منفی بعد از جراحی است. آسیب‌پذیری‌های مرتبط دیگر شامل کمال‌طلبی، سابقه‌ی جراحی‌های مکرر در گذشته، یا جراحی‌هایی است که به‌طور عمده به‌دلیل مشکلات در روابط انجام می‌شوند. برای مثال، کسانی که بیشتر برای راضی کردن همسر یا شریک زندگی‌شان جراحی می‌کنند – نه با خواست درونی خود – معمولاً از نتیجه رضایت واقعی ندارند.

در یک مرور پژوهشی از “هانیگمن”، چندین عامل خطر برای پیامدهای منفی روانی پس از جراحی معرفی شده‌اند: سن بسیار پایین، مرد بودن، نداشتن نقص ظاهری واضح، و به‌ویژه داشتن انتظارات غیرواقعی از جراحی یا دیدن آن به‌عنوان راه‌حل مشکلات کلی زندگی. همچنین، یک نظرسنجی آلمانی از جراحان پلاستیک هشدار می‌دهد که «بیمارانی که انتظارات بسیار بالا و غیرواقعی دارند، احتمالاً ناامید خواهند شد.» این بررسی همچنین اشاره می‌کند که جراحی‌های مربوط به سینه در زنان معمولاً بیشترین سود روانی را دارند، در حالی که مردان و کسانی که دچار انتظارات نامعقول هستند، اغلب رضایت کمتری از نتیجه دارند.

نگاه به آینه - انگیزه های منفی جراحی زیبایی

نتیجه‌گیری

در عمل، تشخیص تفاوت میان خواسته‌های سالم و انگیزه‌های ناسالم همیشه آسان نیست. پژوهشگران تأکید می‌کنند که انتخاب دقیق بیمار و ارزیابی انگیزه‌های او بسیار مهم است. به گفته‌ی یکی از جراحان پلاستیک، تنها اقلیتی از بیماران زیبایی دچار اختلالات روانی عمیق هستند – این افراد معمولاً کسانی هستند که مدام درخواست جراحی‌های جدید می‌کنند یا هیچ‌گاه از نتیجه راضی نیستند. در مقابل، بیشتر افرادی که متقاضی جراحی زیبایی هستند، هیچ بیماری روانی مشخصی ندارند و صرفاً می‌خواهند بخشی از ظاهر خود را بهتر کنند. چالش اصلی برای پزشکان این است که آن گروه کوچکی را که انگیزه‌های ناسالم یا بیمارگونه دارند (مانند BDD، اضطراب شدید و…) شناسایی کرده و پیش از هرگونه اقدام، آن‌ها را به متخصصان سلامت روان ارجاع دهند.

ادامه این بحث را در مقاله «اهمیت ارزیابی روان‌شناختی پیش از مداخلات زیبایی» دنبال کنید.